سيد محمد باقر برقعى
3415
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
از دست رفته ديگر به شاخ زندگىام برگ و برنماند * از نوبهار عمر و جوانى اثر نماند از عشق او براى دل من به يادگار * جز سينهسوز ناله و جز چشم تر نماند دارم ز دست مىروم اى چشم اشكريز * كم گريه كن كه تابوتوانى دگر نماند آخر چگونه جسم مرا خاك مىكنند * كز من به غير ناله و خون جگر نماند كوته كنيد قصّهء ما را دگر كه هيچ * نشنيده اين حكايت كوى و گذر نماند گفتم « منير » مىرسى آخر به كام و گفت * ديگر ز عمر من نفسى بيشتر نماند